تبليغاتX
کتابخانه مرکزی دانشگاه علوم پزشکی گیلان
اطلاعاتی در حوزه کتابداری و اطلاع رسانی

جايزه مارگارت مان 

 اين جايزه كه به ياد مارگارت مان، كتابدار و فهرستنويس مشهور امريكايي، در سال 1950 به‌وجود آمد و از سوي بخش فهرستنويسي و رده‌بندي منابع و قسمت خدمات فنی  انجمن كتابداران امریکا اعطا مي‌شود و هدف آن ارج نهادن به دستاوردهاي تخصصي برجسته در فهرستنويسي و رده‌بندي است كه به‌صورت نشر متون ارزنده، مشاركت در امور تخصصي فهرستنويسي، يا شركت فعال در امور مرتبط جاري كتابخانه‌ها تجلي يافته باشد.نخستين دريافت‌كننده اين جايزه خانم لوسيل مورش  بود كه در سال 1951 به اين مهم نايل آمد .براي دريافت اين جايزه هر فرد كه خود را شايسته مي‌داند مي‌تواند نامزد شود يا فرد ديگري وي را نامزد اين جايزه كند . 

 

ماخذ : کتاب دانشنامه کتابداری و اطلاع رسانی و سایت http://portal.nlai.ir/daka/default.aspx

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 11:15  توسط نسترن عاصی شاد  | 

برنامه پيشبرد كتابداري (آلپ)

اين برنامه به‌عنوان يكي از برنامه‌هاي اصلي فدراسيون بين‌المللي انجمن‌ها و مؤسسات كتابداري (ايفلا) براي نخستين بار در كنفرانس 1984 در نايروبي (كنيا) مطرح شد. در سال‌هاي 1987-1989 مطالعات وسيعي در مورد آن صورت گرفت و سرانجام در فاصله سال‌هاي 1990-1991 به‌عنوان يكي از برنامه‌هاي اصلي ايفلا آغاز به كار كرد . هدف اصلي آن تقويت حرفه، و كمك به مؤسسات و خدمات كتابداري و اطلاع‌رساني در كشورهاي جهان سوم يا كشورهاي در حال رشد است. اين برنامه، نوعي الگوي همكاري در توسعه است و برخلاف ساير برنامه‌هاي ايفلا، كه موردي و مقطعي هستند، كليه فعاليت‌هاي كتابخانه‌اي را در سطح وسيعي دربر مي‌گيرد و نقش مهمي در سازمان ايفلا به‌عنوان هماهنگ‌كننده فعاليت‌هاي كشورهاي در حال رشد ايفا مي‌كند. تأكيد عمده اين برنامه بر مسائلي است كه اهميت حياتي براي اين كشورها دارد .گرايش اصلي برنامه ايجاد ارتباط ميان ايفلا و سازمان‌هاي كتابداري ملي و منطقه‌اي و مؤسسات تخصصي بين‌المللي است. به همين سبب با تشكيلات ايفلا شامل بخش فعاليت‌هاي منطقه‌اي (افريقا، آسيا و اقيانوسيه، امريكاي لاتين، و جزاير كارائيب) و بخش‌هاي خدمات كتابخانه‌ها به عموم مردم، آموزش و تحقيق، آموزش و كارآموزي، خدمات كتابخانه‌ها به نابينايان، و كتابخانه‌هاي عمومي ارتباط نزديك دارد. و خارج از سازمان ايفلا با سازمان‌هاي بين‌المللي تخصصي نظير يونسكو، فيد، دفتر بين‌المللي كتاب براي نسل جوان، سازمان‌هاي مربوط به ترويج خواندن و نيز با سازمان‌هاي منطقه‌اي و زيرمنطقه‌اي مانند كوملا و كنسال و انجمن‌هاي منطقه‌اي كتابخانه‌هاي عمومي امريكاي لاتين همكاري دارد .

جهت اطلاعات بیشتر لطفا به سایت   http://portal.nlai.ir/daka/default.aspx   مراجعه فرمایید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 12:17  توسط نسترن عاصی شاد  | 

 

دو خط موازي زائيده شدند .

 پسركي در كلاس درس، آنها را روي كاغذ كشيد

 دو خط موازي چشمشان به هم افتاد .

و در همان يك نگاه قلبشان تپيد .
و مهر يكديگر را در سينه جاي دادند .
خط اولي گفت :
ما ميتونيم زندگي خوبي داشته باشيم .
                                                  و خط دومي از هيجان لرزيد         .

خط اولي گفت میتونیم خانه اي داشته باشيم در يك صفحه دنج كاغذ .

من روزها كار ميكنم  ، میرم خط  كنار يك جاده دور افتاده و متروك شوم ، يا خط كنار يك نردبام .
خط دومي گفت :

من هم ميتونم خط كنار يك گلدان چهار گوش گل سرخ بشم ، يا خط كنار يك نيمكت خالي در يك پارك كوچك و خلوت .
خط اولي گفت :

 چه شغل شاعرانه اي و حتما زندگي خوشي خواهيم داشت !!!

در همين لحظه معلم فرياد زد : دو خط موازي هيچ وقت به هم نمي رسند . L
و بچه ها تكرار كردند :

 دو خط موازي هيچ وقت به هم نمي رسند

دو خط موازي لرزيدند .

به هم ديگر نگاه كردند .

 و خط دومي زد زير گريه

خط اولي گفت نه اين امكان ندارد حتما يك راهي پيدا ميشه .

 خط دومي گفت شنيدي كه چی گفتند !!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

هيچ راهي وجود ندارد، ما هيچ وقت به هم نمي رسيم و دوباره زد زير گريه

خط اولي گفت : نبايد نااميد شد .

ما از صفحه خارج ميشيم و دنيا را زير پا ميذاريم . بالاخره كسي پيدا ميشود كه مشكل ما را حل كند.

خط دومي آروم گرفت و آن دو اندوهناك از صفحه كاغذ بيرون خزيدند از زير كلاس درس گذشتند و وارد حياط شدند و از آن لحظه به بعد سفرهاي دو خط موازي شروع شد .

آنها از دشتها گذشتند ...
از صحراهاي سوزان ...
از كوهاي بلند ...
از دره هاي عميق ...
از درياها ...
از شهرهاي شلوغ ...
سالها گذشت وآنها دانشمندان زيادي را ملاقات كردند .
رياضي دان به آنها گفت : اين محال است .هيچ فرمول رياضي شما را به هم نخواهد رساند . شما همه چيز را خراب ميكنيد .
فيزيكدان گفت : بگذاريد از همين الان نااميدتان كنم .اگر مي شد قوانين طبيعت را ناديده گرفت ، ديگر دانشي بنام فيزيك وجود نداشت .
پزشك گفت : از من كاري ساخته نيست ، دردتان بي درمان است .

شيمي دان گفت : شما دو عنصر غير قابل تركيب هستيد . اگر قرار باشد با يكديگر تركيب شويد ، همه مواد خواص خود را از دست خواهند داد .
ستاره شناس گفت : شما خودخواه ترين موجودات روي زمين هستيد رسيدن شما به هم مساويست با نابودي جهان . دنيا كن فيكون مي شود سيارات از مدار خارج ميشوند كرات با هم تصادم مي كنند نظام دنيا از هم مي پاشد . چون شما يك قانون بزرگ را نقض كرده ايد .
فيلسوف گفت : متاسفم ... جمع نقيضين محال است .

و بالاخره به كودكي رسيدند كودك فقط سه جمله گفت :
شما به هم مي رسيد
نه در دنياي واقعيات!!!
آن را در دنياي ديگري جستجو كنيد!

دو خط موازي او را هم ترك كردند و باز هم به سفرشان ادامه دادند

اما حالا يك چيز داشت در وجودشان شكل مي گرفت .
« آنها كم كم ميل رسيدن به هم را از دست مي دادند »
خط اولي گفت : اين بي معنيست .
خط دومي گفت : چي بي معنيست ؟
خط اولي گفت : اين كه به هم برسيم .

خط دومي گفت : من هم همينطور فكر ميكنم و آنها به راهشان ادامه دادند .
يك روز به يك دشت رسيدند . يك نقاش ميان سبزه ها ايستاده بود و بر بومش نقاشي ميكرد .
خط اولي گفت : بيا وارد آن بوم نقاشي شويم و از اين آوارگي نجات پيدا كنيم .
خط دومي گفت : شايد ما هيچوقت نبايد از آن صفحه كاغذ بيرون مي آمديم

خط اولي گفت : در آن بوم نقاشي حتما آرامش خواهيم يافت .

و آن دو وارد دشت شدند و روي دست نقاش رفتند و بعد روي قلمش .
نقاش فكري كرد و قلمش را حركت داد !

و آنها دو ريل قطاری شدند كه از دشتي مي گذشت و آنجا كه، خورشيد سرخ آرام آرام، پايين مي رفت، سر دو خط موازي،

 عاشقانه

 به هم مي رسيد!

و اون قطعه که خیلی به حال و روز الان ما می خورد:                                                            

نه من مي مانم نه اندوه و نه هيچ يك از مردم اين آبادي                                                       

 به حباب نگران لب يك روز قسم و به كوتاهي آن لحظه شادي كه گذشت غصه هم خواهد رفت    

 آن چناني  كه فقط خاطره اي خواهد ماند .                                                                        

 لحظه ها عريانند به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز                                                 

 تو به آيينه نه آيينه به تو خيره شدست  ، تو اگر لبخند زني آن هم به تو لبخند مي زند               

 و اگر بغض كني ... واي از آيينه دنيا كه چه ها خواهد كرد
 
  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 13:31  توسط نسترن عاصی شاد  | 

  کتاب آبی چیست؟
 
 در انگلستان ,عنوان نشریات پارلمانی بوده است . (چون رنگ انها آبی بوده است) چاپ کردن امور پارلمان از سال 1681آغاز شد . در فارسی ,کتاب آبی را کتاب کمبود هم خوانده اند . امروزه در زبان انگلیسی نشریه ای دولتی که حاوی اطلاعاتی در موضوع معینی باشد و مخصوصا گزارشهای تفصیلی دولتی را ((کتاب آبی ))مینامند . در بعضی ممالک دیگر رنگهای دیگر بکار میبرند . مثل:کتاب سفید(در آلمان . زاپن. و...). کتاب زرد ( درفرانسه و چین). و کتاب سبز (درایتالیا)
 
متون یا ادبیات خاکستریGray literature
 
مواد و متون منتشر شده ای را که اکثرا از دسترس ناشران تجاری خارج است و در تیراژ (شمارگان)پایین به چاپ می رسد را گویند. بخش اعظم تشکیل دهنده این مواد توسط موسسات غیر تجاری به مانند ناشران و آژانسهای دولتی، آزمایشگاههای تحقیقاتی و موسسات آموزشی منتشر می شود و شامل گزارشات فنی، مقالات کنفرانسها، پایان نامه ها و دیگر مواد منتشره توسط مولف یا شخصی خاص می شود.
 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 13:13  توسط نسترن عاصی شاد  | 

فوکسونومی (Folksonomy )  یا رده بندی مردمی :

عنوان تئوری جدیدی در رده بندی محتوای وب است که توسط توماس واندر وال، مطرح شده است. اين لغت در اصل از دو كلمه Folk (به معناي عامه  یا مردم) و Taxonomy (يعني رده بندي دانش ) مشتق شده است.

فوكسونومي به روندي اطلاق مي شود كه طي آن فرمت هاي مختلف اطلاعاتي در وب اعم از متن، داده، صوت و تصوير در قالب كليدواژه هاي معمولي و توسط كاربران عادي برچسب گذاري مي گردند. اين كليدواژه ها كه در اصطلاح فوكسونومي به آنها برچسب (tag ) گفته مي شود امكان بازيابي و جستجوي منابع دانش، اطلاعات  مختلف و پيوندهاي وبي را براي همه كاربران فراهم مي كنند. فوكسونومي با استفاده از مفاهيم جديدي همچون Social Bookmarking ، Collaborative tagging، Social Software  و با كمك فناوري هاي جديد نسل جديد و پوياي وب، موسوم به وب 2، مانند RSS، AJAX و Tagging راه حلي جديد براي ساماندهي و رده بندي محتواي وب محسوب مي شود.

نمونه هاي مشهور از فوكسونومي:

 عبارتند از Del.icio.us ( وب سايتي براي به اشتراك گذاري منابع و پيوندهاي وبي ) ، Flickr  ( وب سايتي براي به اشتراك گذاري و بازيابي تصاوير) ، Technorati  ( وب سايتي براي جستجو و بازيابي محتواي وبلاگها ) ، Myweb2 ياهو ( سرويس  به اشتراك گذاري و جستجوي تگ ها در موتور جستجوي ياهو ) ، Citeulike ( سرويس به اشتراك گذاري پيوندها به منابع و مقالات علمي در وب ) و Connotea (سرويس جستجو و به اشتراك گذاري دانش در وب ).

 

مقایسه فوکسونومی با جستجوی کتابخانه ای

مثال زیر، مدل روشنی از روند جستجو و بازیابی اطلاعات در محیط وب با بهره گیری از فوکسونومی است:

همانگونه که می دانیم، در کتابخانه ای که با استفاده از قواعد رده بندی کنگره یا دیوئی، سازماندهی شده است، کلیه کتابهای همسان از نظر موضوعی، در قفسه و نیز اطلاعات کتابشناختی کلیه کتابهای یک پدیدآورنده نیز در برگه دان کتابخانه در کنار یکدیگر قرار می گیرند. به این ترتیب مراجعه کننده با استفاده از فاکتورهای فوق و با بهره گیری از ابزارهایی مانند سیستم جستجوی کتابخانه ای، فهرست الفبایی عنوان، سرشناسه، پدیدآورنده و موضوع، قادر است کتابها و اسناد مورد نیاز خود را به راحتی بازیابی نماید.

روند گردش اطلاعات در فوکسونومی، عبارت است از:

۱- مرحله اول : برچسب گذاری - Tagging -  به صفحات وب، پیوندهای وبی، فایلهای صوتی و تصویری، اسناد متنی و ... .

2- مرحله دوم: اشتراک برچسب های ایجاد شده در راهنماهای وبی ويژه مانند del.icio.us، .citeulike، فلیکر  و ... )

3- مرحله سوم: بازیابی برچسبها توسط سیستم جستجوی کلیدواژه ای، فهرست الفبایی برچسبها، فهرست برچسب های مهم و فهرست موضوعی.

دانشگاه پنسیلوانیا با همکاری کتابداران و با بهره گیری از فناوری فوکسونومی، امکان سازماندهی محتواب وب و اطلاعات کتابشناختی فایلهای متنی و تصویری این دانشگاه را برای کاربران خود فراهم کرده است. کاربران عضو، با برچسب گذاری بر رکوردهای کتابشناختی مانند فهرست کتابخانه این دانشگاه و نیز اسناد چند رسانه ای مانند فایلهای ویدئویی موجود در کتابخانه این دانشگاه، آنها را سازماندهی و به اشتراک می گذارند و در عین حال اطلاعات مورد نیاز خود را نیز دسته بندی می نمایند.

جهت اطلاعات بیشتر میتوانید به سایت  www.semaho.ir مقاله آقای سید مهدی حسینی مراجعه نمایید.     

    

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 12:50  توسط نسترن عاصی شاد  |